درباره وبلاگ ![]() سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت، سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت، یه دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود، چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود، تو شدی خون تو رگهام، من دیگه خودم نبودم، برای نفس کشیدن دیگه محتاج تو بودم ................................ این وبلاگ برای و فدای تمامی کسانی است که از روزگار نامروت زخم خورده اند و روزگارشان بر خلاف آرزوهایشان گذشته است. آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت خسته در حبس زمینم، ماه من یادم کن همه چیز در این دنیا بر خلاف آرزوهایمان می گذرد این جمله را خیلی از انسانها قبول داشته و تایید میکنند نظر شما چیست؟ شاید شما مثل من نیستید؟
آخر راه اومدن با روزگار گره کوریه که بخت منه چهار شنبه 4 اسفند 1389برچسب:, :: 1:1 :: نويسنده : مصطفی
![]() ![]() |